تبليغاتX
اَمل_چمران
سر بندهای فراموش شده

زردي رنگش چشاتو خيره كرده بود يا رنگ چشايي كه عشق رو نثارت ميكرد و سرشار از زندگي بود؟؟...

سرشار از زندگي و سرمست از با تو بودن و با تو يكي شدن!

روزهاي تنهايي و بي‌كسي ميرفت كه تموم بشه از حالا هر چي بود همش با هم بودن بود!!

وقتش كه رسيد گرماي دستش رو رو دستت احساس كردي.

و حلقه‌اي كه آروم آروم انگشتانت رو محاصره ميكرد...

تپش قلبت بيشتر از قبل شد!

يه هيجان دروني كه نفس كشيدن رو برات سخت ميكرد!

انگاري اين حلقه راه گلوتو بسته بود اما همش عشق بود و نويد يه زندگي تازه!

بهش با عشق نگاه ميكردي و تو دلت قسم ميخوردي تا دم مرگ اونو از خودت جدا نكني كه شروع يه پيمان جديد بود...

به اندازه يه كتاب حرف داشتي اما اين حلقه به تنهايي ترجمه تمام حرفهاي نگفته بود

به حلقت با عشق نگاه كردي و من با حسرت!!!

حسرت روزهاي با تو بودن كه داشت رنگ ميباخت...

حسرت قلبي كه تمامش به نام من سند خورده بود و با اين حلقه همش بر باد ميرفت...

حلقه‌اي كه انگشت تو رو سخت فشرد و فشارش تا قلب من رسوخ كرد و راه نفس منو بند آورد!!!

هر بار كه بهش نگاه كردم دنياي ارزوهاي من بود كه حصار شده بود و يه تابلوي بزرگ "ورود ممنوع" خورده بود به ابتداي شهر قلبت...

دستات گرچه مثل سابق تو دستم بود اما اين حلقه لعنتي نذاشت لذت با تو بودن رو مزه مزه كنم...

حلقه‌‌ي عشق تو كه وجودم رو محاصره كرده بود وجود مادي نداشت،سندي نداشت،كسي پاي بودنش امضا نزد..هيچ شاهدي نداشت جز خدا...

هر بار كه گرماي دستت رو احساس ميكردم يا مثل سابق دستات رو فشار ميدادم سردي حلقه دستت روحم رو منجمد ميكرد!!!

پشت اين حلقه خيلي چيزها بود..كلي حرف نگفته و كلي...

من موندم و كلي خاطره و خواهش بيجا براي ادامه با تو بودن...

اصرار بيهوده‌اي بود مثل سابق بودن...اين حلقه منطقه ممنوعه بود...

               ---    "  من از حلقه بيزارم"    ---

....

پاورقي:

 

                     "تو از آن دگري رو كه مرا ياد تو بس

                                              كه تو خود داني من از كان جهاني دگرم"

1....همه جا هستي...عطر نفسهايت تمام بودنم را پر كرده.من دلم تنگ است همين*

2.تقديم به هم‌نفسهايم...آنانكه نبودنشان و نديدنشان دليلي نيست براي از ياد بردنشان.

"مرواريـــــــــــــــــــــــد"

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط سما_مروارید  |