تبليغاتX
اَمل_چمران
سر بندهای فراموش شده

بانگ رحيل مياد...ماه رمضون ماه خوب خدا داره بار و بنديلشو جمع ميكنه...

ماه خاطرات تكراري اما قشنگ...
كي ميدونه تا سال ديگه توفيق داريم بازم مهمون ماه خدا باشيم يا نه؟؟
چقدر امسال خدا لطف كرد مثل هميشه...چقدر شبهاي قدر امسال قشنگ بود.خدا خير بده حاج اقا كياني روحاني محلمونو.كلي تغيير تحول ايجاد كرد...مخصوصا شبهاي قدر...
چقدر روزهاي اول حالم گرفته بود..سالهاست كه گوشم عادت كرده به صداي دعا خوندن حاج حسين پيرمرد محل...روزاي اول كه حاجي مسجد نميومد انگاري يه چيزي كم بود..تا اينكه يه روز بعد نماز گوشم صداشو شنيد...خدا بهش سلامتي بده و غمي كه اين روزا به دلش چنگ زده رو تبديل به شادي كنه...
ديگه داره ماه سحري درست كردن ميره...ماه غروبهاي قشنگ...ماه دعاي سحر...ماه  شبكه اول و دعاي فرزاد جمشيدي و سحريهايي كه با اشك چشم قاطي ميشه و چه لقمه هايي كه با بغض از گلوت پايين رفته...خدا جونم:ممنون كه دعوتم كردي به اين مهموني....بارم رو سبك كن تا واسه 11 ماه آسوده باشم...
تو فيق بده بازم مهمونت بشم...

منو ببخش كه هميشه با يه دنيا شرمندگي اومدم و با يه دنيا خواهش رفتم...

مث هميشه ارحم الراحمين تويي و مثل هميشه روسياه من...

خداوندا:

تقديرم را زيبا بنويس.كمك كن انچه تو زود ميخواهي من دير نخواهم و آنچه تو دير ميخواهي من زود نخواهم.

 خدايا:

راهي نمي‌بينم،اينده پنهان است اما مهم نيست همين كافي ست كه تو همه چيز را مي‌بيني و من تو را...

 * * *               ***                * * *
پاورقي:

1.عيد سعيد فطر مبارك

2.هم نفس:سالروز ازدواجت مبارك

3.خدا جونم به من تو اين روزها صبر بده

4.روز 23 ماه رمضون يه نامه برام اومد.يه نامه كه ارزشش برام يه دنياست..يه هديه خوب خدا...ممنونم كه قبولم كردي

 "مرواريــــــــد"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط سما_مروارید  | 
سر کلاس دبیر ریاضیات گفت :به صداقت اعداد قسم!

من گفتم: حتی اعداد گنگ؟؟!!

بچه ها خندیدند!

دبیر ریاضی نخندید.

گفت: رادیکال پنج،همیشه رادیکال پنج است

هیچ وقت دروغ نمی گوید!

پ.ن:ماه رمضونه!افطاري سحري قران مسجد نماز !خوش بگذره بهتون ما رو يادتون نره بخصوص شباي قدر.ممنون.

(سما)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط سما_مروارید  |