مي خواهم راجع به محبت كمرنگ شده در ميان هموطنان و هم كيشان خودم صحبت كنم.
ما در چند ماه اخير در گير حوادث قبل،هنگام وبخصوص بعد از انتخابات بوديم. دامنه بحثها از ميان مسئولين و به اصطلاح نخبگان سياسي كشور شروع و به كوچه و بازار و حتي داخل خانه هاي مردم كشيده شد.
چه شد كه اينهمه ناراحتي بينمان بوجود آمد.
كسي را كه به او راي داده ام و از بقيه بهتر مي دانستم ممكن است از نظر ديگري از همه بدتر بوده باشد.
ولي در حين بحثها گاهي يادمان رفت كه نبايد به شخصيت مورد علاقه طرف مقابل توهين كنيم و يا دشنام دهيم. اين روش نه عاقلانه است و نه اخلاقي.
گاهي مشاهده مي شد كه داخل يك خانواده دو نفر به دو نامزد كاملا مخالف هم راي داده باشند و يكديگر را رد و يا حتي تكفير(!!) مي كنند. اين كارها نتيجه اي جز دوري از دل ها و كدورتها ي بي فايده ندارد.
بهتر بود كه سعه ي صدرمان را بالا مي برديم و به مقدسات هم توهين نمي كرديم و با آرامش بحثها را ادامه مي داديم. مثلا در خانواده اي دختري به نامزد خاصي و بقيه افراد ان خانواده به نامزد مقابل او راي داده بودند ولي متاسفانه از هيچ توهيني به اعتقادات او فرو گزار نكردند واو را از خانواده طرد كردند و اين خانم كه بيماري قلبي هم داشت از فرط ناراحتي دچار مشكلات جسمي شد و بنيان عاطفي خانواده نيز از هم پاشيد.
كاش ما به اين سطح از فرهنگ سياسي برسيم كه از جدل بپرهيزيم و بدون تعصب و با پايه هاي محكم اعتقادي در كمال آرامش بحث كنيم و اگر بحثي برايمان خوشايند نيست از ادامه ان بپرهيزيم.
و اگر طاقت كنترل زبانمان را نداريم از بحث دوري كنيم و فراموش نكنيم : از محبت خارها گل مي شود!
پ.ن: شنيدن برخي حرفها خستگي دارد،ديدن برخي صحنه ها خستگي دارد،تحمل نادان خستگي دارد،تحمل حرفهاي كسي كه همه چيز را با هم قاطي مي كند (!)خستگي دارد ،رفتن اين راه خستگي دارد پس همه ما بايد خسته باشيم!با اين حال....كي خسته است؟!.........
پ.ن :البته ما زياران چشم ياري نداشتيم!فقط من در عجبم دوست چرا مي شكند!
دنيا همه هيچ و كار دنيا همه هيچ!
اي هيچ! براي هيچ بر هيچ مپيچ!
(سما)