رنج رهایی
اون جای پدرمه،ولی جای پدرم نیست!!،چون پدرم یه چیز دیگه است!
وقتی من به دنیا اومدم اون نبود. داداشم رو می گم!
خیلی از ما دور بود، خیلی خیلی دور! اون تو عراق بود ، تو موصل،
توزندان موصل. بله اون اسیر جنگی بود ، خانواده خبر ورود فرزند
جدید رو(یعنی من!)تو یه نامه بهش دادن. ولی تا نامه بره وبرگرده چند سال
طول کشید.
شاید حدودا 4 سالم بود که نامش رسیدکه توش ورود نوزاد جدید !!رو تبریک گفته بود!
همه میگن بچه که بود فوق العاده شیطون بود. یه جا بند نمی شد کلی دوست ورفیق
داشت.
من چیز زیادی ازش نمی دونستم ،فقط بهم گفته بودن دعا کن برگرده!
یه روز دیدم خونمون با روزای دیگه فرق داره!
یادم نیست چطور شد که دیدم حیاطخونمون جای سوزن انداختن نیست،درها کامل باز،تو کوچه مردم ریخته بودن،تمام اتاقامون پرآدم بود، هر لحظه به جمعیت اضافه می شد
من تو حیاط ،وسط جمعیت داشتم له می شدم یادمه یکی خفتم رو گرفت!
من رو کشید بالا داد زد:این بچه کیه؟!!
خیلی درد داره آدم تو حیاط خونش باشه بعد یه غریبه بیاد بگه این بچه کیه؟اصلا تو خودت بچه کی هستی؟!!
احترام خانوم همسایمون من رو دیدگفت:این خواهر آزاده است!(همین جا بگم خواهر آزاده تو کنکور هیچ سهمیه ای نداره. منتی رو سرم نذارین!!)
من کنار نرده ها یه موجود لاغر وسیاه و سیبیلو !دیدم که همه می رفتن می بوسیدنش!! با خودم گفتم آدم قحطه از این خوشگل تر نبودماچش کنن؟؟!!
(بعدها داداشم گفت اون روز خاله،دایی،عمه، دوست ، رفیق میومدن می گفتن :ما به تو افتخار می کنیم!،خوش اومدی به کشورت! آفرین!.........وسط اینهمه تعارف وتمجید عمو اومد در گوشم گفت:دیدی؟!من بهت نگفته بودم نرو؟دیدی حالا چه بلایی سرت اومد؟!
کلی خندیدیم!!)
دیگه صحنه ها برام مبهمه یادم نمیاد زیاد ! یه صحنه دیگه یادمه که با دختر خالم رفتیم
کنارش نشستیم (ما که خوب حالیمون نبود فقط فهمیدیم این آدم مهمه و مورد توجه مثل همه عروسیا که دربست کنار عروس بودیم!! اگه به عکسای عروسیا توجه کنید می بینید تو اکثرشون دور و بر عروس پر بچه هست!!)
هر کدوممون یکی یه دونه گلاب دستمون بود چه جورم سر می کشیدیم!!
نمی دونم کی من رو به دادشم معرفی کرد ولی نه اون من رو دیده بود، نه من تا حالا دیده بودمش !! یه فیلم هندی واقعی!. ولی دادشم نذاشت کامل هندی بشه، چون در اولین برخوردش بامن دیدم چشاش برافروخته شده یه داد بلندسرم کشید: اون چیه
گذاشتی تو دهنت؟ کثیفه؟!!
تو دلم گفتم:این کیه دیگه می خوام صد سال دیگه ام برنگرده!!
داداشم اون اوایل خیلی عصبی بود ،خوب 6سال هر روز کتک بخوری بدون اینکه دلیلش رو بدونی !!اوضاع دستت میاد! همه می گفتن داداشم وضعش از بقیه اسرا خیلی بهتره!!
روزای اول با هم نمی ساختیم .
اون به من می گفت توعضو این خونواده نیستی چون من تا حالا ندیدمت!، من می گفتم تو عضو خونواده ما نیستی چون من که ندیدمت!!
من که یادم نیست ولی دیگران می گن آخرش یه موافقت نامه تنظیم کرد که توش هم من اون رو به رسمیت بشناسم ، هم اون من رو به رسمیت بشناسه!!!
بعد هم هردو زیرش رو امضا کردیم!!
آدم دلش می سوزه اوایل کابوس می دید دولت ایران می خواد دوباره اسرا رو استرداد کنه وبه دولت عراق پسشون بده!!!
اما الان داداشم از خاطرات اسارتش نمی گه ، اصلا دوست نداره در این مورد صحبت کنه
اگه ازش بپرسی خیلی تابلو موضوع بحث رو عوض می کنه!
نمی دونم چرا. شاید ما فقط رنج رسیدن اون به رهایی رو شنیدیم،اما شنیدن کی بود مانند دیدن !!
منم سیریش نمی شم مهم اینه که وقتی ازش پرسیدم اگه جنگ بشه دوباره میری؟ گفت:آره چرا نرم؟!
مخاطب من! اگه آمریکا به ایران حمله کنی تو میری؟ راست رو بگو تعارف که نداریم!
به هر حال ما که پشت جبهه می مونیم وحتما تشویق میکنیم!!!!
مروارید یه لحظه این آرپیجی من رو نگه دار چادرم رو درست کنم!!
(سما چریک!)
.
.
.
مروارید:
سلام
خيلي وقتها يادم ميره بهت سلام كنم....ميگن هر روز بهم سلام ميكني....خداي من!!!!! اونقدر غرق گناهم كه سلامت رو نميشنوم كه بخوام جواب سلام بدم....
چند تا سلامت بيجواب مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟......
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايند:
زجري كه قائم از مردم آخرالزمان ميكشد بسي سختتر از زجري است كه پيامبر از اعراب جاهل كشيده.....
پاورقي:
فقط ميتونم بگم: خيلي شرمندتم....
يه چيزي يادم رفت:
تولدت مبارك........
زمونه عوض شده..خودت كه بهتر ميدوني.
من ازت كادو ميخوام.....
برام دعا كن..براي همه ما دعا كن....
اباصالح: التماس دعا![]()
شاید شنیده باشید که بیماری "ام اس" اصطلاحا بیماری زیبارویان تحصیلکرده (!) نام گرفته،این نام گذاری خالی از حکمت نیست:
1)حدودا 10_15 سال پیش که هنوز در بین مردم دستکاری روی اجزای صورتشان مد نشده بود ،دختر دبیر زیست خواهرم بینی و گونه هایش را عمل کرد و همون سال هم پزشکی دانشگاه تهران قبول شد. واین مصداق همون توپ ترکاندن(تو چشم اومدن!) بود ، چند سال بعد هم خبر ام اس گرفتنش رسید.
2)یک زیباروی تحصیل کرده دیگه هم که در این اطراف خیلی تابلو شده بود ام اس گرفت (پارازیت: با این حساب تا حالا لطف خدا بوده که بنده ام اس نگرفتم!!!) این اتفاقات واتفاقات مشابه باعث شد که به ذهنم خطور کنه که ریشه این بیماری که تا حد زیادی هم مجهول است به همان چشم زخم یا حسادت مردم و اطرافیان شخص برمی گردد. چشم زخم که قدرتش آنقدر بالاست که می تواندیک درخت سالم و تناور را بخشکاند ،هیچ بعید نیست که انسان نحیف را فلج کند(پارازیت همون ام اس خودمون که باعث فلجی میشه)
در واقعیت امر امثال من ومروارید که جزو اقشار آسیب پذیر جامعه هستیم باید نگران بیماریهایی مثل "راشیتیسم" ،" بربری" و.. باشیم که بر اثر کمبود ویتامین (!)(سیب زمینی کیلویی...)بوجود می آید باشیم نه بیماریهای با کلاسی مثل ام اس و نقرس که مخصوص مایه داراست! (پارازیت: پس اصلا چرا این پست رو گذاشتم؟) همه اینها رو گفتم تا نگرانی شما دوستان عزیز رو در مورد مبتلا شدنتان به ام اس برطرف کنم چون شما ممکن است تحصیل کرده باشید ولی خوشبختانه جزو زیبارویان محسوب نمی شوید ،پس خیالتان از این بابت راحت راحت باشد.
پ.ن:اعیاد شعبانیه مبارک!!![]()
(سما)
نقل روضه خوندن و روضه گوش دادن نیست. نه من روضه خونم نه تو پا منبری!!! اینجا صحبت از عشقه، صحبت از دل. اگه اهلشی یه یاعلی بگو و بیا تو گود، اگه نه…."علی یارت.."
همیشه تو عزاداریها، واسه شهادت همه امامها روضه خونها تهش روضه امام حسین علیه السلام رو میخونن.روضه امام حسین برکت هر مجلسیه.حسین بزرگه و غم حسین هم بزرگ. اصلا خدا خودش روضه خون امام حسینه.اما….
اما این وسط یکی همیشه مظلومه.اون آقایی که مظلوم همیشه تاریخ شده..ولادتش، حیاتش، و شهادتش…وحالا……….مظلومیت؟؟؟؟؟
مظلومیت یعنی اسارت.یعنی سر بریده بالای نیزه ها.مظلومیت یعنی بدن بی سر روی خاکهای گرم کربلا.مظلومیت یعنی طفل شش ماهه با گلوی پاره تو آغوش بابا.مظلومیت یعنی دست گیر بی دست…..یعنی دستهای بسته تو کوچه های…..
چرا هیچکس نگفته مظلومیت یعنی:
یعنی همراه مادر بودن وقتی مادر سیلی می خوره و راه خونه رو گم می کنه…
چرا هیچکسی نگفته مظلومیت یعنی:شب شهادت مادر آروم آروم اشک ریختن تا نامحرم نفهمه زهرا بار سفر رو بسته؟؟؟؟
چرا هیچکس نگفته مظلومیت یعنی:صلح اجباری…
چرا هیچکس نگفته مظلومیت یعنی سه نفر رو فرمانده یه سپاه کردن ویه نفر بشه فرمانده فرمانده ها واون یه نفر بره تو سپاه دشمن؟؟؟!!!!
چرا هیچکس نگفته مظلومیت یعنی:
یعنی بعد از سالها تشیع پیکر امام و سلاله پیامبر و …………و تابوتی که خونی به خونه بر می گرده و تیرهایی که یکی یکی ازتابوت جدا میشه……
میدونم دلت رفته کربلا….اونجایی که هزاران تیر به سمت امام حسین پرتاب میشه…..شایدم دلت به درد اومده واسه زینب..زینبی که با چشمای خودش شاهد…..
اما اینو بدون: اگه تونستی مظلومیت امام حسین رو درک کنی و خالصانه واسه امام حسین اشک بریزی یکی بوده که مظلوم رو به ارث گذاشته.اون آقاییکه هنوز هم مظلومه!!!!!
همونی که کبوترهای حرم بی صحن و چراغش سرشونو رو خاکهای بقیع میذارن…..
" السلام علیک یا حسن علی"
بی دلیل نیست که حسن “کریم اهل بیت “میشه….
پاورقی:
1.سلام
2.قراربود منو هیچوقت به حال خودم رها نکنی….
3.سما داره میره تبریز آب معدنی!!!!!!
4:بارخدایا پناه میبرم به تو از شر شیطان که خواهد گناه بر گناهم افزاید و پناه میبرم به تو از شر خودم که خودی بسیار وادار به بدی کند جر آنکه مهر ورزد پروردگارم.