یکی بود،یکی نبود.
یه پسری بود بهش می گفتن:مصطفا!
مصطفا یه مرغ داشت،یه روز از خواب که بیدار شد دید با مرغش خورشت درست کردن!
مصطفا اون روز لب به غذا نزد روازی بعد هم غذا نخورد.
پسرک دلش سوخته بود.
...مادر به مصطفا پولی داد تا بره نون بگیره اما مصطفا تو را یه گدا و دید و پول وداد به گدا وبدون نون
برگشت،چون دلش سوخته بود.حالا هرچی مادرش می گفت پولا کجان؟چرا نون نگرفتی؟مصطفا چیزی نمی گفت.
(حتی در غیابش هم نمی خواستم منتی روی سرش بگذارم)
آی...یکی بود یکی نبود،زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود!
مصطفا بزرگ شد،تو فرودگاه وقت خدافظی مادر گفت:مصطفا تو آمریکا هیچ وقت خدا رو فراموش نکن!مصطفا سالها تو آمریکا بود ولی هیچ وقت خدا رو فراموش نکرد.
مصطفا همه چی رو یهویی رها کرد به مصر! رفت.مصطفا! اگه یه روز دیگه تو آمریکا می موندی محال بود دولت آمریکا بهت اجازه خروج از کشور بده
چون قضیه می شد قضیه فرار مغز ها
و دولت آمریکا نمی دونست مصطفا مغز نیست !قلبه !قلب ! از همونایی که به قول درویش مصطفا مثه انار می چلوندیش تا.............
بعد از مصر به لبنان رفت ،دلش سوخته بود.
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود!یه مردی بود به اسم مصطفا:
رنج های خاموش وتمام نشدنی مصطفا تو لبنان:
یه زن....یه پرستار....پره های هلیکوپتر ...باد.. رقص مواج موهای زن ...خون.............،
مصطفای لطیف تو اونهمه خشونت انگار جیگرش رو تکه تکه می کردند.
...بازگشت به وطن ،جنگ،تهمت!
به! آقا مصطفا!چه زود تشریف آوردین! انقلاب شد تموم شد ها! در حالیکه تو داشتی تو آمریکا کیف می کردی!مردم اینجا گوشت تنشون رو می خوردن! حالا چی شده بعد از اینهمه سال برگشتی آقا مصطفا؟؟!!!
مصطفاو سکوت ... سکوت ... سکوت
امام با همه فرق داشت:مصطفا نماینده امام در وزارت دفاع شد.ضمنا مصطفا دلش برای مردمش می سوخت.
نمایندگی مجلس رو وللش! جبهه رو عشق است!من این صندلی رو نمی خوام ،ارزونی همونایی که عاشق این
میز و صندلیان!....رفوزه ها همیشه پشت میزن!!
پاوه،دکتر مصطفا چمران،ستاد جنگهای نامنظم،
کولاک!!!
.
.
.
.
.
.
وچه زیباست رقص من در برابر مرگ !!
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
........وخدا بود ودیگر هیچ نبود.
پ.ن:بخواب دکتر!دیگه لازم نیست دلت برای کسی بسوزه برای گنجشکا!کبوترا!درختا!سنگا! آدما،اون عابر پیاده یا اون رهگذر غریبه،بخواب دکتر!
پ.ن: حافظ به ادب باش که واخواست نباشد گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
پ.ن:مرضیه السجایا ،محموده الخصائل
پ.ن:دکتر:درجه شخصیت انسانها به اندازه غم ودرد آنهاست.
پ.ن:تو آخرین روز بهار روز شهادت دکتر برای شادی روحش حداقل (!) یه صلوات !
(س م ا)
