دلم می خواد بگم اول اولش از کجا شروع شد(البته اگه درست یادم باشه):
سمای کوچولو کنار مامانش نشسته و مامانش داره ناهار درست می کنه ،و همین طور که داره بادمجون پوست می گیره قصه کربلا رو برای سما تعریف می کنه :
(سما)
RSS