تبليغاتX
اَمل_چمران
سر بندهای فراموش شده

درس چهار واحدی عشق پاس کردن با نمره 10 چقدر سخت است.

کلاس محدودیت سنی نداشت.

واستاد چقدر ساده بود وموبایلش همیشه در دسترس!

استاد به جای تخته بر روی دیوار می نوشت: مشق کنید:

عین، شین،قاف.

و ما تکرار می کردیم و بخش کردن عشق را یاد گرفتیم،استاد برایمان مثال زد:

مادر،پدر،............... استاد.

وآدمهای زرنگ همه این درس را افتادند و ساده ها آن را پاس کردند وشراره دختر15 ساله ای که می گفت دعاهایش مستجاب می شوند اما معنای مستجاب الدعوه را نمی دانست این درس را با 19 پاس کرد. شراره متواضع وآرام بود بچه ها دست می انداختنش واو آرام بود همیشه!

و عقل چقدر در این کلاس احمق بود...من شاد بودم این تنها درسی بود که من می فهمیدمش واستاد،_مردکچل 43 ساله_ برایمان یک سیب آورد تا تماشایش کنیم و گفت این درس امروز شماست.

جلسه دوم یک قلک شکسته آورد و گفت این درس دوم شماست .

جلسه بعد استاد برای ما چیزی نیاورد فقط گفت:در روزهای قدیم وقتی برای دفع شر حیوانات وحشی تله می گذاشتند همه حیوانات مثل گرگ وخرگوش و سنجاب ممکن بود در تله بیفتند غیر از شغال.

کسی از عقب پرسید چرا؟

استاد گفت چون شغال اگر پایش یا دستش در تله می افتاد با دندان پایش را می جوید وجدا می کرد وخود را رها می کرد فردا صبح در تله یک دست یاپای شغال برجا می ماند. استاد گفت این درس امروز شماست.

(سما)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 6:53 قبل از ظهر  توسط سما_مروارید  | 

هميشه دير ميرسم آخه هميشه خيلي سخت با تغييرات انس ميگيرم تا اومدم بهش عادت كنم ديدم داره ميره .داره ميره تا يه سال ديگه تنهام بذاره نميدونم سال بعد توفيق دارم كه كنارش باشم بانه؟اصلا تونستم از با هم بودنمون درست استفاده كنم ؟؟

مهمون خوبي بودم كه صاحب خونه سال بعد هم دعوتم كنه؟؟

پروردگارا:اكنون كه ماه ضيافت الهي تمام شده ما را از ضيافت عشثت محروم مفرما و در هر حال ما را از گناه و خطا مصون دا ر (آمين)

(مرواريد)


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط سما_مروارید  | 

گنجشکی که خودش رو به در ودیوار میزنه

تا به  خدا برسه،قدر هدیه هایی رو که خدا براش می فرسته

نمی دونه.

هوس پرواز از یادش می بره اینکه این چندمین باره که سرش

محکم به شیشه پنجره خورده.

خدا بهش رحم کنه.

کاش شیشه ها نبودند.

پ.ن:عید فطر مبارک

پ.ن:التماس دعا

(سما)

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط سما_مروارید  | 

 

 آن كدام رنج طاقت فرسايي است كه چاهها را رازدار ناله هاي علي عليه السلام كرده است؟؟؟

هيچ ديده اي كه نخلها بگريند؟؟؟

هرگز غروب هنگام در نخلستانهاي كوفه بوده اي؟؟؟

گويي هنوز صداي بغض آلود امام علي عليه السلام از فاصله ي قرنها تاريخ به گوش مي رسد كه با مردم كوفه مي گويد:"اي نامردمان مرد نما،اي آنان كه همچون اطفال در عالم روياهاي خويش غرقه ايد و عقلتان همچون نو عروسان تازه به حجله است...

دوست داشتم كه شما را هرگز نمي ديدم و نمي شناختم كه مرا از آن جز ندامت و اندوه نصيبي نرسيده است . خداوند مرگتان دهد كه قلبم را سخت چركين كرده ايد و سينه ام را از غيظ آكنده"

 

               ***                     ***                         ***

آنگاه كه دنيا پرستان كور والي حكومت اسلام شوند كار بدين جا ميرسد كه در مسجدهايي كه ظاهر آن را بر مذاق ظاهر گرايان آراسته اند در تعقيب فرايض علي را دشنام ميدهند و اين رسم فريبكاران است.

نام محمد را بر ماذنه ها ميبرند اما جان او را كه علي است دشنام مي دهند؟؟!!!!!!!!!................

 

            ***                    ***                          ***

 

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:"با درد خود بساز مادامي كه با تو مدارا كند"

و علي عليه السلام با تمام رنج خود ساخت.درد و رنج علي توانايي مدارا كردن با علي را ندارد اما علي آنقدر با او ساخت كه او را فاتح خيبر ميسازد آنقدر كه مظلوم هميشه ي تاريخ مي شود.

 

        ***                       ***                      ***

 

ابعاد مختلف و شكوهمند منشور شخصيت علي در دو بعد اساسي تبلور يافت.

يك بعد خيبر علي بود ،((ضربةعلي يوم الخندق))او بود،ذات السلاسل علي بود،جمل،صفين و نهروان علي بود.

و بعد ديگر حلم علي بود،بيست و پنج سال سكوت علي بود،با ريسمان در گردن به مسجد رفتن علي بود،تحمل سيلي بر گونه ي فاطمه ي علي بود،تاب شهادت غنچه ي نا رسيده ي علي بود،صبر علي بود،استقامت علي بود،تاب خار در چشم علي بود و تحمل استخوان در گلوي علي بود.

و چه كسي مي تواند ،نه بگويد ،تصور كند حتي كه يكي از ابعاد شخصيت علي از آن ديگر كار سازتر و مفيدتر براي اسلام بوده است.

آن علي كه فرياد ميزند ((و الله لابن ابي طالب آنس بالموت من الطفل بثدي امه))در آن سالهاي سخت سكوت ،شمشير كشيدن برايش ساده تر نيست؟

او چه هراسي جز محو و نابودي اسلام دارد كه شمشير را در نيام چون استخواني در گلو تاب مي آورد. كدام عقل سليمي درويدن را برتر از بذر پاشيدن تصور ميكند.

چه كسي علي را در شرايط ((مجتمعين حولي كربيضةالغنم))از آن زمان كه با تامل و صبري خدايي دانه دانه هاي بذر آگاهي را در زمين تاريك دلهاي كسان مي نشاند برتر مي پندارد.

پس علي همان علي است چه ايستاده و چه نشسته.چه در ميدان و چه در خانه،چه در مسند آرام قضاوت و چه در اوج گير و دار شهامت،چه بر شانه ي پيامبر و چه در سايه نخلها و بر سر چاه.چه در ديدار صورت نيلي فاطمه و چه بر سينه عمروبن عبدود.

علي همان علي است چه در قيام و چه در قعود.

 

          ***                ***                        ***

پاورقي:

سحر نوزدهم ماه رمضان خوب حواستو جمع كن شايد بتوني صداي آخرين اذان علي رو از ماذنه ي مسجد كوفه بشنوي.

نگو هزار و چهارصد سال گذشته و ديگه صدايي نمياد .اگه قلبت هنوز زنگار نگرفته ميتوني بشنوي اوني كه اهل دله حتما مي شنوه. و اون آفايي كه با هر الله اكبر علي اشك تو چشماش جمع ميشه....

يادمون باشه كه ما شيعه ي علي هستيم..

يادمون باشه اگه مردم كوفه دل مولامونو به درد آوردن ما كاري نكنين كه خاطر نازنين فرزندشون بخاطر كارهاي ما مكدر بشه

نگيم اگه ما تو كوفه بوديم ميشديم جزء ياراي مولا حالا هم فرقي نداره .اينجا هم كوفه است .درسته كه من و تو عرب نيستيم اما جاهليم

                       >> آنكه جاهل است دل است <<

 

                              دلت چقدر با امام زمانته؟؟؟

(مرواريد)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط سما_مروارید  |